سروده ای در وصف جانباز شیمیایی شهید بهمن کلهری

خرید بک لینک
ساده در هم می شکست و غرقِ در لبخند بود
صورتش بر قرصِ ماهِ کاملی مانند بود

اشک او خلقِ نبردِ دیگری در راه داشت
جسم اینجا، روحش اما تشنه ی اروند بود

همچو اسفند از شهادت سینه ای بی تاب داشت
سرفه های بی امان هم، آتشِ اسفند بود

همسرش آشفته بر لب: یا مَن اِسمُه...یا حسین...
کوه صبر این بار گویی خسته و در بند بود

در جواب عشقِ همسر اندکی لبخند زد
ناقلا از ابتدا استادِ این ترفند بود

خیره بر سقف اتاق و لحظه های آخرش
ساده در هم می شکست و غرق در لبخند بود.

سردار بسیجی شهید بهمن کلهری...

ما را در سایت سردار بسیجی شهید بهمن کلهری دنبال می‌کنید

برچسب: سروده ای از نیما یوشیج,سروده ای از اخوان ثالث,سروده ای از فریدون مشیری,سروده ای ایران,سروده ای از داود نبی,سروده ای عاشقانه,سرود ایران,سرود ایران زیبا,سرود ای سرزمین من,سرود ایران ایران رضا رویگری, نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 23:55

صفحه بندی